خدای من !
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی . . .
میان این دو گمم !
هم خود را و هم تو را آزار میدهم . . .
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی . . .
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی . . .
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “ پوچ ” !
خدایا هیچ وقت رهایم نکن
.
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت ۷:۵۸ ب.ظ توسط آرمیتا|
![]()
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان